درس بخونم یا نه؟

برای برنامه نویس خوب شدن لازمه درس بخونم دانشگاه کامپیوتر مهندسی نرم افزار کنکور

کنکور یا درس؟

به دلیل وجود مارکت‌ها هرکسی در زمان فراغت خودش می‌تونه برنامه‌نویسی اندروید انجام بده و برنامه‌اش رو منتشر کنه. بنابراین برخلاف قدیم‌تر ها نیازی نداره در محل کار حاضر بشه. یا ملزوماتی که برای پروژه گرفتن نیاز هست رو نیاز نداره.

این مسئله باعث شده بخش زیادی از برنامه‌نویس‌های اندروید رو دانش‌آموزانی تشکیل بدن که کمتر از ۱۹ سال سن دارن و هنوز کنکور هم ندادن. یک نگاه به درآمدهایی که بعضی از برنامه‌نویس‌ها از مارکت‌ها دارن یا داستان‌هایی که حول برنامه نویسی شکل گرفته خیلی از این دانش‌آموزان رو بر سر این دوراهی قرار میده که آیا اصلا ارزش داره دانشگاه برم و ۴ سال وقت بذارم؟

بهتر نیست تمام وقت بشینم و کد بزنم و درآمد بالا داشته باشم، بعدا اگه لازم شد دانشگاه هم میرم.

قهرمان‌های دنیای IT مثل بیل گیتس و استیو جابز و مارک زاکربرگ هم که همگی تویِ ترک تحصیل از دانشگاه مشترک هستن به این تفکرات دامن زده.

اخیرا هم باز من با یک سوال مشابه روبرو شدم و به زعم خودم سعی کردم به اون شخص جواب بدم. نوشتم و نوشتم تا وقتی به خودم اومدم بیشتر از ۱۳۰۰ کلمه حرف زدم. بد ندیدم صحبت‌هایی که برای اون شخص نوشتم رو کمی کامل‌تر کنم و اینجا هم منتشر کنم شاید بتونه در آینده به تصمیم گیری درستِ دانش‌آموزی کمک کنه.

پیش‌زمینه‌های فکری

فکر میکنم هرکسی در مقام دانش‌آموز به سمت اندروید میاد یکسری پیش‌زمینه فکری داره. احتمالا خودش رو تصور میکنه که اپلیکیشن‌های پرطرفدار یا هزاران دانلود می‌نویسه و میلیون‌ها تومان درآمد داره. شاید حتی ساعت‌ها توی مارکت پرسه بزنه و اپلیکیشن‌های مختلف رو ببینه. ایده‌هاش رو یادداشت کنه و سعی کنه بهترینش رو انتخاب کنه. بعد سعی می‌کنه توی ذهن خودش دو دو تا چهارتا کنه از تعداد کاربران و درآمدی که میتونه داشته باشه. و همینطور در مرز رویا و حقیقت تصمیم بگیره یک پروژه رو شروع کنه.

اگه یکم منطقی‌تر باشه خودش رو به شکل متفاوت‌تری تصور میکنه. اینکه یک برنامه‌نویس حرفه‌ای شده که از عهده هرکاری برمیاد. پروژه‌ها رو یکی پس از دیگری انجام میده یا توی شرکت‌های بزرگ کار می‌کنه. همچین فردی ممکنه خودش رو توی یک شرکت تصور کنه و سعی کنه تخمین بزنه چه حقوقی خواهد گرفت. چه پروژه‌هایی میگیره و … اگه باهوش باشه هم تویِ جستجو‌هاش راجع به تکنیک‌های مختلف می‌گرده و یادداشت برداری میکنه که به نوبت به سراغشون بره و یاد بگیره.

اگر جز دسته اول هستید باید بگم متاسفانه آینده روشنی در انتظارتون نیست. توصیه می‌کنم همینجا مطالعه رو متوقف کنید و این مطلب رو راجع به عدم قطعیت مطالعه کنید. بسیاری از افراد با همین تصور وارد مارکت میشن و بعد از مدتی دست از پا درازتر بر میگردن. این وسط بعضی شانس میارن و به درآمدهایی میرسن، یا باگ‌های مارکت رو پیدا می‌کنن و ازش کسب درآمد میکنن.

ولی این‌ها همه موقتی هست. چیزی نیست که بشه بر اساسش برنامه‌ریزی کرد. همچنین حتی اگه شما چند ماهی یا حتی چند سالی هم به یک درآمد ثابت و مناسب برسید (که بسیار بسیار بعیده) باز هم در نهایت به نقطه اول برمی‌گردید. فعالیت توی مارکت سابقه کاری مفید حساب نمیشه. بسیاری از موارد (از جمله شیوه‌های صحیح کدزنی) رو توی کارِ بیرون میشه یادگرفت که احتمالا تا وقتی مجبور نباشید یاد نمی‌گیرید. سابقه‌کار و بیمه از جمله مواردی هستن که شرکت‌های معتبر خیلی بهشون اهمیت میدن.

دسته دوم اما شانس موفقیت بیشتری دارن. اما موفقیت این افراد هم بسیار مشروطه. متاسفانه یک فرهنگی جا افتاده بین برنامه‌نویس‌های ما که دنبال موفقیت یک شبه هستن. برنامه‌نویسی هم مثل هر شغل دیگه‌ای زمان زیادی نیاز داره تا بتونید توش حرفه‌ای شید. داستان‌هایی که از این و اون راجع به برنامه‌نویس‌ها و حقوق‌هاشون می‌شنوید رو فراموش کنید. مشکل اینجاست که ما همیشه داستان افراد موفق رو می‌شنویم.

آموزش اندروید
خیلیا فک میکنن برنامه‌نویسی رو دوست دارن درحالیکه فقط برنامه‌نویس بودن رو دوست دارن!

برنامه‌نویسی نه مثل هر شغل دیگه که بیشتر از هر شغلی احتیاج به زحمت داره. شما باید چند سال در یک زبان برنامه‌نویسی فعال باشید تا حرفه‌ای شید. بعد باز هم با تغییر پلتفرم‌ها شما باید آماده باشید تا خودتون رو سازگار کنید. امروز اندرویده فردا ممکنه یک پلتفرم جدید بیاد. شما وقتی میتونید اسم برنامه‌نویس روی خودتون بذارید که بتونید با مطالعه documentهای یک زبان جدید به اون زبان کد بزنید. و برای رسیدن به این نقطه (بخصوص بدون تحصیلات دانشگاهی) سال‌ها زمان نیاز هست.

توی ذهنمون همه برنامه‌‌نویس‌های خوبی هستیم یا خواهیم شد. میتونیم مشکلات رو حل کنیم و میدونیم بالاخره یه راه‌حلی پیدا می‌کنیم. اما وقتی به میدان عمل وارد میشیم در عمل افراد کمی هستن که میتونن دووم بیارن. آموزش‌هاتون رو که تموم کنید حتی ۵۰ درصد برنامه‌نویسی اندروید هم یاد نگرفته‌اید. اگر خوب مطالعه کرده‌ باشید یاد گرفته‌اید که از این به بعد چطور بیشتر یاد بگیرید. تازه بعد از این باید ساعت‌ها با کد کلنجار برید، با انواع api و کتابخونه و هرچیز دیگه کلنجار برید که بشید یک برنامه‌نویس اندروید.

 

اما من عاشق برنامه‌‌نویسی‌ام!

برنامه‌نویسی جای رویاپردازی نیست. برنامه‌نویسی احتیاج به کار سخت و مداوم داره. ولی یک نکته مثبت داره. تویِ برنامه‌نویسی شما خیلی سریع نتایج ملموس می‌بینید. مثلا یک معمار باید ماه‌ها تلاش کنه تا نقشه‌های یک ساختمان رو بکشه و بعد از چند سال شاید توفیق دیدن ساختمون رو داشته باشه. ولی توی برنامه‌نویسی با اجرا کردن برنامه در هر مرحله میشه حاصل کار رو دید. هربار که شما اپلیکیشن خودتون رو می‌بینید بخشی از ذهنتون، که وقتی کاری رو تموم می‌کنید بهتون جایزه میده، فعال میشه.

بنابراین شما لذت انجام کار رو در یک برنامه‌ کامپیوتری خیلی بیشتر از هر کاری دیگه‌ای حس میکنید. همین هم هست که افراد به برنامه‌نویسی معتاد میشن. چون به اون لذت انجام کار معتاد شدن. و دقیقا همین هم هست که وقتی یک error میخورید عصبی، سرخورده و کلافه میشید. دقیقا حالت‌های یک فرد معتاد به انسان دست میده. چون به دنبال لذت انجام کار هستید.

بسیاری تصور میکنن به برنامه‌نویسی علاقه دارن چون هنگام انجام اون حس خوبی دارن. در حالی‌که این حس خوب از بخشی از مغز انسان ناشی میشه که وقتی یک کاری رو به سرانجام میرسونیم با ترشح هورمون‌ دوپامین باعث میشه که احساس خوب داشته باشیم.
بسیاری تصور میکنن به برنامه‌نویسی علاقه دارن چون هنگام انجام اون حس خوبی دارن. در حالی‌که این حس خوب از بخشی از مغز انسان ناشی میشه که وقتی یک کاری رو به سرانجام میرسونیم با ترشح هورمون‌ دوپامین باعث میشه که احساس خوب داشته باشیم.

این بحث روان‌شناسی رو گفتم که بگم چرا ما از برنامه‌نویسی لذت می‌بریم. دلیلش به هیچ‌وجه این نیست که برنامه‌نویسی توی خون ماست و ما برای این کار خیلی مناسب هستیم(تصور غلطی که خیلی‌ها دارن).

 

همه این حرف‌ها رو زدم که بگم برنامه‌نویسی چیزی نیست که شما رو سریع به نتیجه برسونه و بتونه جای خلاء تحصیلی رو براتون بگیره. یعنی شما اگر امروز ۱۸ سال دارید قرار نیست مثلا ۲۲ سالگی یک برنامه‌نویس حرفه‌ای معروف باشید که کسی اهمیت نده مدرک دارید یا نه. باز هم میگم داستان افراد موفق رو فراموش کنید. اونا یک نفر در بین هزاران نفر مثل خودشون هستن که موفق شدن. فراموش نکنید که ما همیشه داستان افراد موفق رو می‌شنویم. هیچ‌کس دنبال داستان شکست نیست. شاید از بین هزار نفر که برنامه‌نویس بدون مدرک یک نفر موفق باشه ولی ما فقط داستان همون یک نفر رو می‌شنویم.

تا اینجا گفتم بسیاری از افراد که جذب برنامه‌نویسی میشن به خاطر بخش جایزه ذهنی و ترشح دوپامین هست. همچنین باید توجه کنیم فشار درس هم باعث میشه همه چیز خیلی جذاب‌تر به نظر بیاد. مثلا من موقع درس خوندن برنامه‌های آشپزی هم برام جالب بود چه برسه به برنامه‌نویسی! بنابراین ممکنه این تصمیم فقط راه فراری از فشار کنکور باشه. قدرت ناخودآگاهتون رو دست کم نگیرید. البته برای همه نمیشه یک نسخه رو استفاده کرد.

من نمی‌گم همه حتما باید درس بخونن فقط میگم اگر از تصمیمتون مطمئن نیستید، امروز برای باقی عمرتون تصمیم نگیرید.

دانشگاه‌ جایی برای نه فقط درس خوندن!

راجع به دانشگاه بیشتر صحبت کنیم.

یک بحث کلیشه‌ای راجع به دانشگاه هست که دانشگاه فقط اون درسی که میدن نیست. بخش زیادی از شخصیت آدم توی دانشگاه شکل میگیره.

برای من واقعا همینطور بوده. طاهری که وارد دانشگاه شد با اونی که امروز داره این سطرها رو می‌نویسه فقط از نظر سنی فرق نداره. نگاهش به محیط اطراف، انسان‌ها، بازار کار و به طور کلی همه‌ چیز خیلی تغییر کرده.

قرار گرفتن در یک محیط مختلط باعث میشه بسیاری از تابوهای غلط اجتماعی که توی دوران تحصیل برای دانش‌آموزا پیش میاد از بین بره. با افرادی از شهر‌های مختلف آشنا می‌شید. با فرهنگ‌هایی گاه کاملا در تضاد با فرهنگ شما. و یاد می‌گیرید چطور دیگران رو همونطور که هستن ببینید. طرز متفاوتی از رفتار کردن رو توی دانشگاه می‌آموزیم. یاد می‌گیریم کم‌کم روی پاهای خودمون بایستیم. دانش‌جویی پلی هست بین زندگی دانش‌آموزی شما و محیط بیرون.

در مورد درس‌ها هم اگر که رشته کامپیوتر نرم افزار (یا سخت‌افزار) انتخاب کنید مطمئن باشید کمکتون میکنه. مگر اینکه دانشجوی تنبلی باشید. من دوران تحصیل خودم به کرات میشنیدم از اطرافیانم که مثلا اسمبلی به چه درد میخوره؟ یا سیستم عامل به چه درد میخوره؟ چرا من باید ریاضی بخونم وقتی میدونم به کارم نمیاد؟

شاید دو ترم اول این صحبت‌ها تا حد کمی درست باشه. مثلا دروس فیزیک شاید خیلی به کار آینده برنامه‌نویسی نخوره. ولی به محض اینکه دروس تخصصی بشه تمام این درس‌ها به کارتون میاد. من در محیط کار فرق کسی که در دانشگاه درس خونده و کسی که خودش یاد گرفته رو دیدم. افراد تحصیلکرده خیلی سریعتر و خیلی عمیق‌تر مطالب رو متوجه میشن. شما توی دانشگاه با دانش از نزدیک آشنا می‌شید. کامپیوتر فقط برنامه‌نویسی نیست. هزاران جز هستن که کنار هم دارن کار می‌کنن و اگر شما تک‌تک اجزا رو بشناسید بهتر می‌تونید توی هر زمینه تخصص پیدا کنید. شاید در نگاه سطحی در برنامه‌نویسی این‌ها به هیچ کاری نیاد ولی برای کسی که هدفش برنامه نویس حرفه‌ای شدن هست این‌ها ارزش داره.

اگر قصد دارید برنامه‌نویس یک شرکت بشید با حقوق معمولی و یک زندگی عادی داشته باشید شاید سیستم عامل به کارتون نیاد، شاید انتقال داده اهمیتی براتون نداشته باشه. ولی اگه بخواید در سطح حرفه‌ای فعالیت کنید این‌ها از نون شب هم براتون واجب تر هستن.

البته نه اینکه بعدا نتونید یاد بگیرید. صد در صد میتونید هر وقت نیاز داشتید یاد بگیرید. ولی در عمل افرادی که قبلا در دانشگاه یک ذهنیت نسبت به این موضوع‌ها پیدا کردن خیلی راحت‌تر میرن سراغشون. شما شاید اگه با مفاهیم پایه‌ای دیتابیس آشنا نباشید مدت‌ها این دست و اون دست کنید تا مثلا سراغ big data برید ولی اگه در دانشگاه یکبار با concept آشنا شده باشید خیلی راحت‌تر بتونید برید سراغش و سریع‌تر پیشرفت کنید.

اگر واقعا به برنامه‌نویسی علاقه داشته باشید دانشگاه به هیچ‌وجه نمی‌‌تونه سرعت شما رو کم کنه برعکس اگه رشته مرتبط انتخاب کنید، خیلی هم بهتون کمک میکنه. البته باز این به خودتون بستگی داره. توی دانشگاه دنبال یاد گرفتن باشید یا کارهای دیگه. من بین دوستانم افرادی بودن که تویِ دانشگاه‌های زیر ۱۰ـه دنیا تحصیل می‌کنن. کسایی هم بودن که الان ازدواج کردن و به کارهای دیگه مشغول هستن. من قضاوت نمی‌کنم که کودوم مسیر صحیحی رو رفتن. اما میگم در دانشگاه هم باز این شما هستید که تصمیم می‌گیرید چکار کنید.

پیشنهاد نهایی

نکته آخر رو هم بگم. پروسه کنکور یک‌ساله. توی این یک سال شما اگر برنامه‌نویسی نکنید چیزی از دست نخواهید داد و هیچ صدمه‌ای به آینده شما به عنوان برنامه‌نویس نخواهد زد. این یک سال برای درس خوندن برای کنکور تویِ زندگی شما همین یکبار تکرار میشه ولی برای برنامه‌نویسی کردن هر یک سال رو می‌تونید انتخاب کنید.

پیشنهاد من به شما اینه که این مدت رو برنامه‌نویسی نکنید و فقط روی درس تمرکز کنید. من هروقت به شوخی به مادرم می‌گفتم نمیخوام کنکور بدم میگفت “تو قبول شو بعد نرو

به نظر من هم شما حتی اگه علاقه‌ای به ادامه تحصیل ندارید اول قبول شید بعد نرید. اینجوری وقتی چند سال آینده به امروز فکر میکنید خودتون رو سرزنش نخواهید کرد که از درس فرار کرده‌اید. به خودتون افتخار می‌کنید که یک تصمیم قطعی گرفته‌اید. اگر شما روزی دانشگاه خوب قبول شدید و نرفتید مطمئن باشید برای جبران نرفتنتون هم که شده شدیدتر کار می‌کنید و موفق‌تر خواهید بود. چون اون موقع دیگه راهی جز موفق شدن نخواهید داشت.

حسن ختام حرف‌هام باز این حرفم رو تکرار می‌کنم:

من نمی‌گم همه حتما باید درس بخونن فقط میگم اگر از تصمیمتون مطمئن نیستید، امروز برای باقی عمرتون تصمیم نگیرید.

پی‌نوشت: طولانی شد! فک کنم جای این مطلب کتاب‌های درسیتونو میخوندید رتبتون چند هزارتایی بهتر می‌شد!

 

نظر شما چیه؟ آیا دانشگاه رو مسیر مناسبی برای برنامه‌نویس شدن می‌بینید؟ یا معتقد هستید برنامه‌نویسی بیشتر تجربی‌ست؟

11 دیدگاه برای “درس بخونم یا نه؟

  1. فوق العاده بود. سه بار خوندم. دقیقا من هم این مشکل رو داشتم. البته من دانشجو هستم ولی همیشه فکر میکردم که آیا این درسی که میخونم اصلا ارزشی داره یا من وقتم تلف میکنم؟

  2. مطلب فوق العاده ای بود
    هم استفاده کردم و هم لذت بردم
    با اینکه مدت خیلی طولانی هست که از فضای دانشگاه و دانشجویی دور هستم، اما به نظرم دانشگاه همون درس هایی نیست که به صورت مستقیم یاد می گیریم، دانشگاه برای شخص من شیوه ی فکر به ارمغان آورد، خیلی از چیزهایی که در دانشگاه یاد گرفتم رو الان فراموش کردم، منتها اون شیوه ی فکری هنوز با من هست.
    بازم ممنون

  3. واقعا یه مطلب خیلی مهم هست و اونم اینه که نباید با افرادی مثل بیل گیتس و استیو جابز و مارک زاکر برگ خودمون رو مقایسه کنیم ،
    برادر من آیا مارک زاکربرگ اگه تو ایران بود آیا میتونست فیس بوک رو راه بندازه ؟ همون اول بهش میگفتن اگه تو سایتت مثلا یه عکس بی حجاب منتشر بشه یا مثلا یه کسی که دیدگاه های سیاسیش با حکومت فرق داره منتشر بشه هم فیلترت میکنیم هم زندانیت میکنیم . خوب نه دیگه نمیشد

  4. سلام . ممنون از آقای طاهر .
    وقتی وارد دانشگاه میشید یعنی : وارد یک محیط بزرگتر شده اید و اینجاست که دید شما نسبت به محیط دبیرستان کاملا تغییر خواهد کرد .
    اما یک نکته دیگری هم وجود دارد : وارد دانشگاه بشید ولی وارد هر دانشگاهی نَه .
    در مورد دانشگاه مورد نظرتون کاملا تحقیق کنید ، به این دلیل که اگر محیط دانشگاه یک محیط رقابتی باشد ، پیشرفت شما دوچندان خواهد شد به دلیل اینکه بین دانشجویان دانشگاه های خوب رقابت های خیلی زیادی وجود دارد حتی به کَل کَل هم می رسد و نخواهید خواست که از یکدیگر کم آورید و پیوسته به دنبال پیشرفت خواهید بود .
    ورود به دانشگاه هایی که سطح علمی پایین تری دارند ، محیط خسته کننده ای را برای شما رقم خواهند زد .
    در کُل با ورود به دانشگاه کاملا موافق هستم . سعی نکنید کنکور را برای درس نخواندن بهانه کنید .
    اگر مجبور بودید که وارد دانشگاه سطح پایینی شوید ، سعی کنید شما در آن دانشگاه تغییر و تحولی ایجاد کنید . سعی کنید شما موثر باشید .

  5. کاش زودتر این مقاله رو دیده بودم! منم یه پشت کنکوریم هیچوقت نتونستم بین برنامه نویسی و درس یه تعادلی برقرار کنم حالا هم از درس موندم هم از برنامه نویسی چیز دندونگردی یاد نگرفتم! یه بار میگفتم تا درس بخونم یه بار دیگه پیش خودم میگفتم نه ولش کن برم سراغ برنامه نویسی!
    چند وقت بود میخواستم این ذهنیت برنامه نویس شدن قبل از رفتن به دانشگاه رو بذارم کنار ولی نمیشد حالا دیگه مطمئن شدم که فعلا باید درس بخونم!
    برام دعا کنید یه دانشگاه خوب قبول شم!
    ممنون از طاهرجان

  6. سلام طاهر ، خداوکیل دمت گرم ، خیلی جالب بود . واقعا هر نوع مقایسه ای درست نیست . جا داره یه خداقوت بگم ، دستات خسته شد انقد تایپ کردی . بازم دمت گرم . مرسی …

  7. درس خوندن اشتباهه،البته مونده به اراده شما
    من دو ترم دانشگاه سراسری خوندم بعد انصراف دادم و اومدم سراغ برنامه نویسی و طی ۶ ماه سی میلیون در اوردم چند ماه دیگم میرم خارج از کشور!
    ولی یه چیز خیلی خیلی مهم اینکه من هدف دارم و برای رسیدن بهش حاضرم هر کاری بکنم و درس خوندن به هیچ وجه منو به هدفم نزدیک نمیکرد برای همین بیخیال شدم.

    مونده به خودتون اگر هدف ندارید و میخواید یه زندگی عادی مثل بقیه مردم داشته باشید برید دانشگاه و در نهایت تو بهترین حالت میشید(کارمند) یه شرکت ولی اگر هدف بزرگی داشته باشید و بخواید کارافرینی کنید در نهایت میشید(رییس) یه شرکت و همونایی که درس خوندن میان (کارمند) شما میشن.

    این رو هم بگم این مسیر(رییس شدن) خیلی سخته و باید اراده و انگیزه فوق العاده داشته باشید.

    1. دوست من علی عزیز .
      من ۸ ساله برنامه نویسی میکنم و ترم سوم کارشناسی هستم . در هجده سالگی برنامه نویس ارشد دو شرکت بودم و قصد داشتم درس رو ادامه ندم اما مشکلات از جایی شروع میشد که من دیپلم داشتم و برنامه نویس های زیر دستم فوق لیسانس برای همین همیشه تحقیر میشدم توسط اونها و این رو حس میکردم که مدرک تحصیلی فوق العاده با ارزشه . این یک مثال از بعد اجتماعی بود و یک تجربه تلخ که من رو وادار کرد به دانشگاه برم و یک سال دیگه درسم تموم میشه . و بعد از اون میتونم با وقتی بیشتر تا آخر عمر برنامه نویسی کنم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *